* پسر: چرا خود را کامل نپوشانده ای؟

 - دختر: من زیبا هستم و نمی خواهم آن را مخفی کنم....

 * پسر: چرا فکر می کنی باید زیبایی ات را ارائه کنی؟

 - چرا نباید ارائه کنم؟ چرا خود را نشان ندهم؟ من برای کسی این کار را نمی کنم، فقط دوست ندارم خودم را در حجاب مخفی کنم...

 * حجاب که مخفی کردن خود نیست... حجاب مخفی کردن از ناخود است...

 - من نمی خواهم کمالاتم را مخفی کنم، من یک زن زیبا هستم و با آنها که زشتند و خود را پوشانده ام فرق دارم، نمی خواهم اُمّل و عقب افتاده به نظر برسم...

* چه کسی گفته زیبایی جسم، تعیین کننده کمالات است؟ جمال با کمالات فرق دارد. آنها که در تاریخ به انسان های بزرگ و کامل شهرت داشته اند، آیا خود را به نمایش گذاشته اند؟ مثلاً حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای نشان دادن کمالاتش باید خود را نشان می داد؟ می دانی که اینگونه نشده است...

 - اینقدر حضرت زهرا(س) را به سرم نکوبید... حضرت زهرا(س) برای اعراب 1400 سال پیش الگو بوده است... من دختر و زن امروزم... این روزگار اخلاق خودش را می طلبد...

 * مگر قران نخوانده ای؟ آیه "رسول الله اسوة الحسنه" را خوانده ای ؟ خوب وقتی رسول خدا(ع) به قول قرآن کریم برای مااسوه حسنه است، مگر می شود دخترش نباشد؟ حدیث از امام زمان (عج) را نشنیده ای؟ که می گوید: فاطمه (س) دختر محمد(ص) برای من نمونه ای کامل است...؟(کافی ، ج6، ص48) پس چرا این محبوبه خدا را به زمان خودش و برای چند عرب محدود می کنی؟

 - من دوست دارم به قانون روزگار خودم زندگی کنم، قانون عصر جدید..

 * یعنی قانون عصر جدید با قانون خدا نیز باید متفاوت باشد؟ مگر نخوانده ای که در قرآن، سنت ها و قوانین خدا تغییر نمی کند؟همه تاریخ یک قانون نوشته شده دارد که لایق پیروی کردن است و آن نیز قرآن است که خداوند همه چیز را در آن تدوین کرده است...

 - من آیه ای در مورد حجاب در قرآن سراغ ندارم...

 * آیه 31 سوره نور ، و 59 سوره احزاب اشاره ای مستقیم به حجاب و عفاف در زنان دارد. سوره نور به نوعی سوره عفاف و حیا و حجاب است. شروعش نیز در قرآن نمونه ندارد. همه جا در قرآن می گوید: نازل کردیم این کتاب را، اما در سوره نور و آیه اول می گوید نازل کردیم این سوره را و عمل به آن را فریضه و واجب می داند...

 - خوب چرا تو نباید چشمت را بپوشانی تا من راحت و آزاد پوششم را خودم انتخاب کنم؟

 * در قرآن به من قبل از تو تذکر داده اند... آیه 30 سوره نور اول به چشم پاکی و حجاب مردان تذکر داده و بعد به شما. اما اگر کمی از روحیات مردان را بدانی، می فهمی مرد با یکبار دیدن زنی نامحرم ممکن است به گناه بیفتد و این به خاطر ضعف او در مقابل قوه جنسی خود است درست بر خلاف زنان. حتی در قرآن آیاتی داریم که مکر شیطان را ضعیف(۴/۷۶)، و مکر زنان را بسیار بزرگ می شمارد(۱۲/۲۸)...

 - جمله ای زیبا می گویم از مردان و پسرانی که طرفدار آزادی پوشش من هستند، بشنو که جوابی برایش نداری: می گویند حجاب زنان و دختران میهنم، پلک چشم ماست. یعنی چرا او خود را به زحمت بیندازد، ما چشم خود را کنترل می کنیم.

 * این هم حرف مضحکی است. مگر می شود تو هر گونه می خواهی در جامعه بگردی و دیگران همه با این اعتقاد خود را کنترل کنند. یعنی همه این پسران و مردانی که اینگونه می گویند، می خواهند تو آزاد باشی؟ یا اینکه می خواهند تو برای هوسرانی آنها آزاد باشی؟ وقتی خدا به مردان می گوید: چشمت را بپوشان و نگاهت را کنترل کن، بعدش هم به زنان دستور پوشش می دهد و این را برای شما، حتی اگر چشم مردان کنترل شود، بهتر می داند.تاریخ را نخوانده ای: وقتی مردی کور به خانه رسول الله(ص) می رود و حضرت زهرا(س) خود را می پوشاند و از اتاق بیرون می رود، به نظرت نمی توانست به خاطر کوری آن مرد خود را نپوشاند؟ این در حالیست که حضرت زهرا(س) در جواب رسول خدا می گوید: او مرا نمی بیند، من که او را می بینم و...

 این یعنی فقط دیده شدن و دیده نشدن مهم نیست، بلکه نفس اینگونه پوشش در جامعه بسیار مهم است، و پوشش در پاکی روح و روان و اعتقاد زنان و دختران تاثیر مهمی دارد...

 دختر سرش را پایین انداخت و رفت...

تصویر ویژه حجاب و عفاف

 

 

 



تاريخ : جمعه 17 بهمن 1393 | 19:32 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(2)

این جمعه هم گذشت...

یک جمعه پیر تر شدی

یک جمعه غمگین تر

یک جمعه غصه دار تر

یک جمعه تنها تر

یک جمعه غریب تر

یک جمعه نا امید تر از شیعه هایت...!

ببخش ما را آقای من... ببخش مولای من....

شرمنده ام مولا ... که یک جمعه بیشتر مرا با گناهانم نظاره گری...

و شرمنده تر.... یک جمعه بیشتر در انتظار گذاشتمت...

یک جمعه بیشتر گریاندمت...

یک جمعه بیشتر غریب ت کردم...

یک جمعه بیشتر تنهاترت کردم...

و یک جمعه بیشتر نا امید ترت کردم!

 



تاريخ : جمعه 17 بهمن 1393 | 19:14 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(1)

یکی از بزرگترین حقایقی که به آن می اندیشم

این است که هیچ چیز جز خدا ابدی نیست

هیچ چیز در دنیا وجود ندارد که تا ابد غیرقابل تغییر باشد

لحظات خوشی و ناخوشی می آیند و می روند

نباید به لحظات خوشی وابسته، و در لحظات ناخوشی خود را اسیر کنم

در هر صورت چه بخواهم چه نخواهم می گذرد

زندگی مانند رودخانه جاری است

!پیچ و خم میخورد ، اما همچنان به مسیر خود به سمت دریا پیش می رود

:پی نوشت

امروز جذر و مدهای زندگی را می‌پذیرم و منتظر هدایای خداوندم! خدایاشکرت



تاريخ : جمعه 17 بهمن 1393 | 19:06 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

آشنـای دلپذیر لحظه ها

از مسیـر کـوچه هـای عشق حـق

یک سحـر دامـان شـب را پـاره کـن

بـا افـق همــراه شــو

مهــدی بیــا ...

 

 



تاريخ : پنج‌شنبه 16 بهمن 1393 | 20:48 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

علم امام نقی (ع) :

علم امام نقی (ع) در تنزیه آفریدگار یکتا نیز بسیار خواندنی و قابل تامل است . امام نقی علیه السلام می فرماید :

به راستی خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف کرده. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجزند و تصورات به کنه او پی نبرند و در دیده ها نگنجد. در نزدیکی اش دور است و در دوری اش نزدیک. چگونگی را پدید کرده بدون آن که گفته شود خود او چگونه است و مکان را آفریده بدون آن که خود مکانی داشته باشد، از چگونگی و از مکان برکنار است، یکتا و یگانه است. شکوه و ابهتش بزرگ و نام هایش پاک است.

  
حلم  امام نقی (ع) :

حلم برای پی بردن به حلم آن حضرت کافی است به بردباری و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن که دانست وی در نزد متوکل از او بدگویی کرده و به او افترا بسته و وی را تهدید کرده است.


سخاوتمندی امام نقی (ع) :

ابن شهر آشوب در مناقب مینویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعری و علی بن جعفر همدانی به نزد علی بن حسن عسکری رفتند. احمد بن اسحاق از وامی که بر گردنش بود نزد حضرت شکایت کرد. آنگاه امام به عمرو که وکیلش بود، فرمود: به او سی هزار دینار و به علی بن جعفر نیز سی هزار دینار بپرداز و خود نیز سی هزار دینار برگیر. ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزهایی بود که جز ملوک و پادشاهان آن را نیارند و ما از کسی چنین بخششی نشنیده ایم.


عظمت امام نقی (ع) در دل های مردم
طبرسی در اعلام الوری به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوی نقل کرده است که گفت: همراه با پدرم بر در سرای متوکل بودیم. من در آن هنگام کودکی بودم و در میان گروهی از مردم از طالبی و عباسی و جعفری ایستاده بودیم، که ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگی از مرکب های خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یکی از حاضران از دیگری پرسید: به خاطر چه کسی پایین آمدیم؟به خاطر این بچه؛ حال آن که او از نظر سال از ما بزرگتر و شریفتر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مرکب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفری گفت: به خدا قسم کودکان چون او را میبینند به احترام او پیاده میشوند. هنوز دیری نگذاشته بود که آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وی پیاده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمی گفتید دیگر به احترام او پیاده نمیشوید؟ پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مرکبهای خود پیاده شدیم.

نقی | Naghi

منبع:
کتاب سیره معصومان، نویسنده: سید محسن امین



تاريخ : پنج‌شنبه 16 بهمن 1393 | 19:19 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

هر که از چیزی بترسد از آن می گریزد

اما هر که از خدا بترسد به او پناه می برد…




تاريخ : پنج‌شنبه 16 بهمن 1393 | 19:07 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

  دل که راهی خراسان شد هوایی می شود

   زائر جامانده را شور و نوایی می شود

   پا که در گِل ماند حج اغنیا هم پیشکش

    غم مخور بر ما فقیران هم عطایی می شود

        السلام علیک یا غریبَ الغُرَبا یا مُعینَ الضُعَفاء و الفقراء      

  السُّلطان یاابَا الحسن یا علیّ بن موسی الرضا المرتضی

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 15 بهمن 1393 | 19:14 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

شاخصه های سبک زندگی مهدوی

غایت و هدف از خلقت رسیدن به مقام بندگی است: «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون»(1). برای رسیدن به این بندگی، خداوند تبارك و تعالی تمام امكانات را در اختیار انسان قرار داده و می فرماید: «سخر لكم ما فی السموات و ما فی الارض»(2)؛ و حتی كسانی را شایسته بهره وری از نعمتهای مادی و معنوی زمین معرفی می نماید كه به مقام عبدالهی نائل گردیده باشند: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (3).

امام عصر علیه السلام نه تنها عبد صالح خداوند می باشند كه به عنوان "اباصالح" یعنی پدر شایستگان و صالحان معرفی می شوند؛ رسیدن به جامعه ایده آل و الهی و بهره گیری كامل از نعمت های دنیوی در گرو رسیدن به این مقام است. بنابراین خانواده به عنوان اولین و موثرترین كانون اجتماعی وظیفه انسان سازی و مصلح پروری را بر عهده دارد.

خانه و خانواده هسته مركزی اجتماع را تشكیل می دهند و مهمترین پایگاه تربیت و انسان سازی به شمار می روند. بر این اساس اسلام بر تشكیل خانواده بسیار تاكید دارد: «ما بنی فی الاسلام بناء احب الله فی التزویج»(4) محبوبترین بنا نزد خداوند بنای خانواده است. در واقع مقدمه رسیدن به جامعه آرمانی در اسلام ایجاد خانواده ای است كه بر اساس معیارها و ارزش های اسلامی تشكیل گردیده. چنین خانواده ای توانایی ایجاد نسل صالح و منتظر را خواهد داشت.

دراین مقاله و مقاله بعد به مهمترین شاخصه های زندگی مهدوی می پردازیم تا به همراه آشنایی با این شاخصه ها و تلاش برای عملی كردن آنها بتوانیم در ایجاد جامعه ای ولایی، معتقد، منتظر و مصون از آسیب ها و خطرات اجتماعی نقش آفرین باشیم.

 

زندگی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید...



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 15 بهمن 1393 | 19:06 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

خدايا…

ميشه چند لحظه وقتتو بگيرم؟

اين دفعه چيزي نميخام!

فقط می خواستم بگم ممنونم بابت همه چيز …

ممنونم بابت رنج هایی که دادی...

ممنونم بابت مشکلاتی که دادی...

ممنونم كه هيچ وقت تنهام نذاشتی حتی وقتايی كه خودم بی رحمانه تنهايی رو می خواستم …

خدايا بابت همه لحظه های زندگيم ممنونم ای مهربوونم…




تاريخ : سه‌شنبه 14 بهمن 1393 | 19:11 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)

دشوارترین امتحان الهی

در برخی روایاتی که از وجود مقدّس حضرت رضا علیه السلام وارد شده، آن حضرت یکی از علل غیبت و تأخیر ظهور حضرت مهدی علیه السلام را «آزمایش و امتحان» مردم می دانند. از مجموع اخبار وارد شده در این زمینه چنین برمی آید که امتحان غیبت امام عصر علیه السلام یکی از دشوارترین امتحانات الاهی است.(1)

دشواری این امتحان به حدّی است که حتی معتقدان به امامت و ولایت هم در آن آزمون مصون از لغزش نخواهند بود. اساساً این امتحان برای امامت باوران است، و دیگران قبل از این رتبه، امتحان خود را داده اند. اکنون در زمان غیبت آخرین پیشوا، خداوند می خواهد ثابت قدمها را از افراد سست ایمان وسطحی نگر جدا سازد.

آدمی باید در اعتقادات خود بسیار استوار باشد تا در اثر این سختی ها و ناملایمات، نلغزد و در عقاید خویش سست نشود. ضمناً از پیشوایان خود سپاسگزار باشد که قبل از آن که زمان غیبت فرا رسد، خطرات و لغزشگاه های آن دوران را گوشزد کرده اند.

دشواری امتحان از این جهت است که انسان به گونه ای اعتقاداتش را از دست می دهد که خودش هم متوجه نمی شود. این مطلب، احتیاج به مدت زمان زیادی هم ندارد، بلکه یک صبح تا غروب برای بی دین شدن کفایت می کند! (2)

 

امام زمان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

امام هشتم علیه السلام در بیان شیوائی در توصیف و تبیینِ برخی از فتنه هایی که دامنگیر مردم می شود می فرمایند :

«لابُدَّ مِنْ فِتْنَةٍ صَمّاءَ صَیْلَمٍ، تَسْقُطُ فیها کُلُّ بِطانَةٍ وَوَلیجَةٍ، وذلکَ عِنْدَ فِقْدانِ الشّیعة الثالثَ مِنْ وُلْدِی ؛ یَبْکی عَلَیهِ أهلُ السَّمَاءِ وَأهْلُ الأرْضِ وَکُلُّ حَرِیٍّ وَحَرّان، وکُلُّ حَزِینٍ لَهْفَان». (3)

فتنه ای کور (خیلی مبهم و پیچیده) در راه است و ناگزیر فرا می رسد که هر خودی و دوست نزدیکی را سرنگون می کند. این فتنه زمانی است که شیعیان، سوّمین امام از نسل فرزندم را گم کنند، اهل آسمان و زمین و هر زن و مرد دلسوخته وهر غمگین واندوهناکی بر او (مهدی علیه السلام) می گرید.

حضرت رضا علیه السلام از «فتنه» خبر می دهند. «فتنه» به معنای امتحانی است که انسان را می فریبد و هرکس ممکن است در مقابل جاذبه شدید آن، کشیده شود و بلغزد. به علاوه در بیان دشواری این امتحان تصریح فرموده که این فتنه «صمّاء صَیلَم» است. («صَمّاء» یعنی «کر» و «صیلم» به معنای «شدید» است) ؛ یعنی این امتحان چنان سخت و نامعلوم است که دوستان و خواص را هم بر زمین می زند و همه در معرض سقوط و انحراف قرار می گیرند.

امام هشتم علیه السلام این زمان را زمان گریه اهل آسمان و زمین دانسته اند. دوره ای که اهل درد، از گم کردن امام زمانشان، غمگین وافسرده خاطرند، شادی و خوش حالی نمی بینند ؛ چون غم امام غائب از دل ایشان بیرون نمی رود و زندگی آنها با غم و اندوه بر غیبت امام زمانشان عجین است. لذا در پی خوش حالی های اهل دنیا نیستند و در شادی ها و جشن ها، دلِ سوخته آنها التیام نمی یابد.

علی بن موسی الرضا علیه السلام سپس فرمودند :

«... کَمْ مِنْ حَرِیٍّ مُۆمِنَة وکَمْ مِنْ مُۆمِنٍ مُتَأَسِّفٍ حَیرانَ حَزینٍ عِنْدَ فِقدانِ الماءِ المَعین! کأنّی بِهِم آیِسٌ، کانُوا قد نُودُوا نِداءً یُسْمَعُ مِنْ بُعْدٍ کمایُسْمَعُ مِنْ قُرْبٍ، یَکونُ رَحمةً عَلَی المُۆمِنین وَعَذاباً عَلَی الکافِرینَ». (4).

... چه بسیارند زنها و مردهای مۆمن که در گم کردن «ماء مَعین» دل سوخته و اندوهناک و سرگردان و ناراحت اند! گویی آن ها را می بینم که در بدترین وضعیّت نومیدی هستند. (در هنگام ظهور) آنها را صدا می کنند، با صدایی که از دور - همچون نزدیک - شنیده می شود که این ندا برای مۆمنان رحمت و برای کافران عذاب است.

این اوصاف حال شیعه دلسوخته، هنگام گم کردن «ماء مَعین» است و حزن و اندوهی که برای محروم ماندن از این آب گوارا دارد.

فتنه ای کور (خیلی مبهم و پیچیده) در راه است و ناگزیر فرا می رسد که هر خودی و دوست نزدیکی را سرنگون می کند. این فتنه زمانی است که شیعیان، سوّمین امام از نسل فرزندم را گم کنند، اهل آسمان و زمین و هر زن و مرد دلسوخته وهر غمگین واندوهناکی بر او (مهدی علیه السلام) می گرید

دردِ شیعه این است که این ماء مَعین چرا غائب شده است؟! چرا وقتی بخواهند دیگران را به سوی امام عصر علیه السلام متوجه سازند باید نشانی «بئر مُعطّله» (5) را بدهند؟! (6).

با این همه، در عین ناامیدی، در زمانی که گمان نمی رود و با محاسبات عادی قابل پیش بینی نیست، به صورت ناگهانی ندای ظهور سر داده خواهد شد و یاران با وفای آن حضرت فرا خوانده می شوند. این ندای ملکوتی، دلهای اندوهناک و سوخته مۆمنان را تسلّی می بخشد و سبب عذاب کافران می گردد.

 

پی نوشتها :

1-  در این زمینه، به کتاب ارزنده منتخب الاثر، بابهای 27 و47، فصل 2 مراجعه شود.

2-  بحارالانوار، ج52، ص101، ح2.

3-  بحارالانوار، ج51، ص152، ح2.

4-  عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص6.

5-  این اصطلاح برگرفته از آیه 45 سوره مبارکه حج می باشد.

6-  با مراجعه به تفاسیر اهل بیت علیهم السلام می بینیم که در تفسیر «بئر مُعَطَّله» فرموده اند : «کَم مِنْ عالِمٍ لا یُرجعُ إلیه ولا یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ». [کنز الدقائق 531:6 بنقل از مجمع البیان] عالِم به چاه آب تشبیه شده که از آن مادّه حیات استخراج می شود و مراد از معطّل و بدون استفاده ماندنِ چاه آب، مراجعه نشدن به عالِم و بهره نبردن از علم اوست.

بخش مهدویت تبیان



تاريخ : دوشنبه 13 بهمن 1393 | 22:00 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...3132333435...57صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران